من از این فاصله ازفاصله ها می گویم
بی تو از یاد تو و خاطره ها می گویم
سَحراز سِحر رخت سنگها دل شده اند
از زبان همه ی ساحره ها می گویم...
راز نازت گره از قفل زبان ها بگشود
شعرت ازشاعر و از شاعره ها می گویم
آبی موج نگاهت اوج آرامش دریاست
ناز چشمت به مه و شب پره ها می گویم
آه دنیا چقدر بی تو مرا تنگ شده ست
روز میلاد تو از خاطره ها می گویم
( دلخون )
نظرات شما عزیزان:
Mohsen 
ساعت18:31---11 بهمن 1391
وارد زندگيت مي شوند...
براي شب هاي قصه
براي قصه ها شهرزاد مي شوند
جزئي از لحظه ها
دليل خنده ها
شريك بغض هايت مي شوند...
بعد، يك روز صبح
به طرز وحشتناكي فقط نظاره مي كني
كه ديگر هيچ جا نيستند
جز در شعرهايت!
شعر هاي كه به طرز غمگيني هيچكس نميخواند جز
خودت...!!!
پونه 
ساعت12:17---30 آذر 1391
دلخون واقعاعالی بود داداشم
atibala 
ساعت12:34---13 شهريور 1391
ajaaaaaaaaaaaaaaaab!
پاسخ:واقعا عجــــــــــــــــــــــــــبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
khorshid 
ساعت16:27---10 شهريور 1391
مثل همیشه زیبا بود