شاید آسمان خراب شده و ریزش ستاره ها
برهم زده تنظیمات دیش و ماهواره ها
مدتیست صدا و تصویر خدا بد میرسد
انگار خدا گم شده این گوشه کناره ها
غربت یک دیوارو کارتن و نان خشک
شب آوار شده سر بدبخت بیچاره ها
باغ در حسرت چکه ای آب و نمی باران
گریان شده آسمان سر کفش پاره ها
وحشت کرده مترسک ازهجوم کلاغ
چندیست بسته به کمر قمه وقداره ها
ارمغان شب بوده این غم وغربت تار!
بر دارید از من انگشت اشاره ها!
( دلخون )
نظرات شما عزیزان:
Mohsen 
ساعت16:03---7 اسفند 1391
چه عمری گذشت تا باورمان شد
آنچه را باد برد
خودمان بودیم . . .
Mohsen 
ساعت16:02---7 اسفند 1391
عالی، حرف نداره.
زمستاااااااان 
ساعت9:18---7 اسفند 1391
پاسخ:ممنون ، شما دلنشین می خونید