می روم می بینی جهنم هم برایت سردِ سرد است
هر چهار فصل سالت پس از من زردِ زرد است
حس میکنی همین امروز وفردا جای خالی ام را
ببینیم کی به زیر بار غصه و تنهایی مرد است !
تورا کشتم مثال مردم هند وسپس آتش زدم برتو
حالا تمامِ سال های با تو بودن مشتی گرد است
فحش و نفرین غزلها دامنت را می گیرد یک روز
ناز شستت بانو! ببین قلبم سراپا زخم و درد است
دگر در هیچ جای خانه ام جایت خالی نیست حتی
قسم خوردم از این پس شعرهایم از تو طرد است
( دلخون )
نظرات شما عزیزان:
الـــــــی... 
ساعت15:14---2 ارديبهشت 1392
تاچند من غزل بنویسم که هستی و
تو با دلی گرفته بخوانی که نیستی...
اردی بهشتت مبارک
Mohsen 
ساعت12:16---30 فروردين 1392
یک عمر قفس بست مسیر نفسم را
حالا که دری هست مرا بال و پری نیست
حالا که مقدر شده آرام بگیرم
سیلاب مرا برده و از من اثری نیست
بگذار که درها همگی بسته بمانند
وقتی که نگاهی نگران، پشت دری نیست
Mohsen 
ساعت12:13---30 فروردين 1392
خیلی زیبا بود. واقعا زیبا بود