زخم را باید فقط درد بوده باشی تا بفهمی
از ترس یک عمر زرد بوده باشی تا بفهمی
باید تمام عمر هرشب بی خوابی می کشیدی
تا صبح در کوچه ولگرد بوده باشی تا بفهمی
باید دلت دائم ترک بر دارد از دست زمانه
از دست مردم دل سرد بوده باشی تا بفهمی
ب باید...! باید که از چشم خدا افتاده باشی
از نگاه مادر(ه)م طرد بوده باشی تا بفهمی
باید غمت در هر قدم اشک می شد و تو
باید قدم ها را فقط مرد بوده باشی تا بفهمی!
(دلخون)
نظرات شما عزیزان:
tipo 
ساعت11:36---26 تير 1393
بارالها…
از كوي تو بيرون نشود پاي خيالم
نكند فرق به حالم چه براني، چه بخوانی
چه به اوجم برساني چه به خاكم بنشانی
نه من آنم كه برنجم نه تو آني كه براني
نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم
نه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهي
در اگر باز نگردد نروم باز به جايي
پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي
كس به غير از تو نخواهم
چه بخواهي چه نخواهي
باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهي
و کنون وقت دعاست
وقت شکر از کرم و لطف خداست
وقت عاشق شدن و مهر و صفاست
وقت امید بر قلم عفو خداست
التماس دعا
پاسخ: سلام مرسی . محتاجم